یک/ همین کنار...
که برف از پشت بام گریه می کند ...
چشم بر نمی دارمت.
که عاشقانه با آتش بازی می کنی ...
با شعله ها ...
می دانم که دنیای من؛ از این بازی گرم نمی شود
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 13:58
یک/مرزهای بین من
و
نادانی های تو؛ شکسته شد!
...
نه اینکه من؛ "آگاهی" باشم...
" دانستی" دریک سطر؛ از شکستگی صورتم.
گذشت...
آن زمان درجوانی که؛ اشک می خوردم!
وتو
درپندار لبخندهای من؛ از شادی بودی.
سی سال بعد
& بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 13:58